جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
557
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
اين نكتههاى دقيق ناشى از بصيرت و انصاف نويسندهء ممتاز آنست و جاى نهايت نگرانى است كه آن اخلاق و صفات درحالحاضر به همان اندازه صادق باشد كه در نسل گذشته بود . باوجوداين اميدوارم كه در اين پندارم خطا نكرده باشم كه بواسطهء طبع ملايم و نمونهء كار پادشاه فعلى نتيجهء سير و مشاهدات اروپائى او اكثر وزيران كه در يك يا سفر ديگر شاه همراه او بودند و تغيير وضع و حال زمانه كه حتى در ايران هم مشهود است تفاوت و تأثير ملايمى دربارهء رئوس نظريات تصوير اصلى پديد آورده است و زمينههاى درستكارى و راستى رفتهرفته وسيعتر مىشود ، يعنى همان خصايلى كه او به كلى از فقدانش نگران مىنمود و اين ترس هم در ميان بود كه بواسطهء كسادى كار مردان زبده و شريف و تبانى همگانى در زمينههاى نيرنگ و فساد پاك از بين رفته باشد . بههرحال من سعى خواهم نمود كه خصايص اخلاقى و شرح مذاكراتى را كه با بعضى از وزيران در انگلستان و تهران داشتهام به نحو شايستهاى بيان كنم . امين السلطان - درحالحاضر عدهء وزيران هفت تا است كه مىتوان گفت هريك تصدى كارى را برعهده دارد كه تقسيم يا تراكم آن ، خوانندهء اروپائى را هم از لحاظ اينكه خودسرانه است و هم غيرعادى است متعجب خواهد ساخت . عنوان صدر اعظم يا نخستوزير كه گاهى از جانب شاه به ارشد مشاورانش تفويض مىگرديده اينك نصيب كسى نيست « 1 » نخستوزير كنونى با عنوان امين السلطان معروف است . نام او ميرزا على اصغر خان و جوانى است كه حالا ( 1891 ) سى و چهار
--> ( 1 ) - وقتى كه اين شاه به سلطنت رسيد ميرزا تقى خان را نخستوزير انتخاب كرد و مىگويند كه وى از قبول عنوان صدر اعظم امتناع و به همان لقب امير نظام اكتفا نمود . بعد از قتل او در سال 1852 ميرزا آقا خان صدر اعظم تعيين گرديد و او اين عنوان و مقام را تا سال 1858 داشت و شاه ديگر اين عنوان را به كسى نداد تا سال 1871 كه به ميرزا حسين خان تفويض شد و او همان كسى است كه قرارداد رويتر را امضاء كرد . يك انتريك رسمى موجب سقوط او در سال 1873 شد ، سپس كار وزارت امور خارجه به عهدهء او افتاد و لقب سپهسالار يافت . از سال 1873 به اين طرف فقط يك صدر اعظم ميرزا يوسف آشتيانى بوده است كه از سمت مستوفى الممالكى كه عالى بود به مقام عالىتر صدارت رسيد و هنگامى كه در آن مقام بود وفات كرد .